محمد رضا لاهورى

مقدمه 15

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى )

5 - نيز در بيتى ديگر ، از حضرت زين العابدين - ع - به عنوان امام و سيد المتّقين ياد كرده است : « قوله : آن مَنى و هستيَت باشد حلال * [ كه درو بينى صفات ذو الْجلال ] يعنى ، اشقيا حضرت سيد المتّقين ، امام زين العابدين [ ع ] را متكبّر گفتند . حضرت فرمود كه : تكبّر مرا كبرياى الهى فرمود بر او . آنچه در اين مىبينيد ، كبرياى اوست نه تكبّر [ من ] . » اى مُشيرِ ما تو اندر خير و شر * از اشارتهات دلْمان بىخبر اى يَرانا لا نَراه روز و شب * چشم بندِ ما شده ديدِ سبب چشمِ من از چشمها بگزيده شد * تا كه در شب آفتابم ديده شد لطف معروف تو بود آن اى بهى * پس كمالُ الْبِرّ فى اتمامهِ يارِ شب را روزْ مهجورى مده * جانِ قربت ديده را دورى مده بُعدِ تو مرگيست با درد و نكال * خاصه بُعدى كه بوَد بَعْدَ الْوصال آنكه ديدستت ، مكن ناديده‌اش * آب زن بر سبزهء باليده‌اش من نكردم لا ابالى در روش * تو مكن هم لاابالى در خَلِش زين كششها اى خداىِ رازدان * تو به جذبِ لطفِ خودمان ده امان غالبى بر جاذبان اى مشترى * شايد ار درماندگان را واخرى حسبى اللّه لا إله الّا هو عليه توكّلت و هو ربّ العرش العظيم . روش كار و پرداختن آن : از آنجايى كه متن از لحاظ قدمت زبانى اهميت چندانى نداشت و سبك كلامى مؤلف چون ديگر شارحان شبه قارهء هند قالبى و همانند بود ، به مقابلهء كلمه به كلمهء متن پرداخته نشد و تنها در جايى كه نياز بود ، به نسخهء دوم ( گنج‌بخش پاكستان ) رجوع شد ؛ مثل : افتادگيها ، افزونيها ، ناخوانيها ( جمله يا كلمه‌اى ) و مانند آن . به هر روى ، كارى كه بر روى اين متن شريف انجام گرفته ، به قرار زير است :